این وبلاگ جهت آموزش زبان انگلیسی ایجاد شده است >>برای سلامتی مریضان و شادی روح اموات صلوات بفرستید<<

توی این پست نحوه نوشتن تاریخ در انگلیسی بریتیش(British) و امریکن(American) رو بیان می کنیم.

در British:

3rd May 1998                    3.5.98

3 May 1998                     3/5/98

The third of May nineteen ninety eight.

May the third, nineteen ninety eight.

در American:

  May 3, 1998                   5/3/98

May third, nineteen ninety eight.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1392ساعت 19:13  توسط سعید  | 


در پست های قبلی درباره انواع مهم سوالات مربوط به بخش درک خواندن (Reading Comprehension) مطالبی ذکر شد. این موارد شامل:

1- خواندن برای جزئیات (details)

2- خواندن برای ارجاع و لغت (reference and vocabulary)

3- خواندن برای ایده اصلی (main idea)

و 4- خواندن برای استنباط (inference)

بود.

در این پست مهارتهای اضافی خواندن را بیان می کنیم تا بتوانید به انواع باقیمانده سوالاتی که ممکن است در بخش درک خواندن آزمونها مطرح شود، پاسخ دهید.

سوالات مربوط به متن (questions on context)

با توجه به بخش های مشخصی از متن انواع مختلفی از این نوع سوالات وجود دارد:

1) سوالاتی که مربوط به نوع انتشارات متن مربوطه هست که پرسش می شود که متن موجود مربوط به کدام حوضه هست.

مثال:

The passage would most likely be found in a textbook on which of the following subjects?

The passage would most likely be found in . . .

2) سوالاتی که مربوط به نویسنده متن هست:

مثال:

The passage was most probably written by a specialist in . . .

The passage was written most likely by an expert in . . .

3) سوالاتی که مربوط به مخاطب متن می باشد:

مثال:

For whom has the author probably written the passage?

The audience the author had in mind when writing this passage was most likely a group of . . .

The information in this passage would most likely be if interest to . . .

سوالات مربوط به تُن و ذهنیت (questions on tone and attitude)

این سوالات درباره احساس نویسنده در زمانی که متن را می نویسد می پرسد.

مثال:

The tone of the passage could best described as . . .

What tone does the author take in writing this passage?

در متن ممکن است نویسنده وجهه قوی مثبت یا منفی ای در قبال مسئله خاصی به خود بگیرد.

مثال:

In her brilliant career as an architect, she was renowned not only for the quality of her work, but also for the amount of work she produced.

این جمله وجهه مثبت نویسنده را داراست.

These experiments are not only shocking but also a waste of time and money.

این جمله ذهنیت منفی نویسنده را در خصوص موضوع ابراز می دارد.

سوالات ذهنیت مانند سوالات تُن می باشد. شما باید ذهنیت و حالت نویسنده را درباره موضوع مورد نظر تعیین کنید.

مثال:

What is the author's attitude toward . . . ?

How would the author probable feel about . . . ?

در زیر مثالهایی از جواب های تُن یا ذهنیت را داریم:

positive                  negative                  neutral                  humorous           disbelieving     scientific                 depressing               supportive             favorable             impersonal         

در نوی دیگری از سوالات ذهنیت، ممکن است از شما پرسیده شود که فکر می کنید ذهنیت نویسنده از چهار جمله موردنظر چه باشد.

مثال:

The author of the passage would most likely agree with which of the following?

Which of the following recommendations would the author most likely support?

سوالات مربوط به اطلاعات آمده قبل یا بعد از متن (questions on information coming before or after the passage)

در این سوالات شما باید فرض کنید که متن قسمتی از یک متن طولانی تر هست و باید حدس بزنید که موضوع پاراگراف قبلی یا بعدی چه بوده و خواهد بود. در این نوع سوالات اول متن سرنخی برای حدس زدن موضوع پاراگراف قبلی و آخر متن سرنخی برای حدس زدن پاراگراف بعدی می دهد.

مثال:

What was most probably discussed in the paragraph preceding the passage?

The paragraph following this one most probably discusses . . .

سوالات مربوط به هدف اصلی (questions on main purpose)

این سوالات از شما می پرسد که چرا نویسنده متن را نوشته است. گفتنی است این نوع سوالات اولین سوالات پرسیده شده بعد از متن می باشد.

مثال:

What is the author's main purpose in the passage?

The author's purpose in writing is to . . .

Why did the author write the passage?

جواب های مربوط به این نوع سوالات ممکن است با یکی از مصدرهای زیر شوع شود:

to discuss           to tell how           to mention            to distinguish          to persuade              to illustrate         to summarize         to advise              to compare            to criticize                 to describe         to explain

سوالات مربوط به نتایج مصور (questions on drawing conclusions)

این نوع سوالات همانند سوالات مربوط به استنباط (inference questions) می باشد و از شما می خواهد با توجه به حقایق و ایده های متن استنباط انجام دهید.

مثال:

The passage supports which of the following conclusions?

Which of the following conclusions about . . .can be drawn from the passage?

سوالات مربوط به سازمان (question on organization)

این سولات درباره سازمان عمومی متن یا یک پاراگراف خاصی از آن پرسش می کند.

مثال:

Which of the following best describes the organization of the passage?

Which of the following statements best describes the organization of the first paragraph?

در زیر برخی از جواب های نمونه برای این نوع از سوالات داریم:

A general concept is defined, and examples are given.

The author describes . . .

Several generalizations are presented, from which various conclusions are drawn.

The views of two researchers are described and contrasted.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مهر1392ساعت 21:48  توسط سعید  | 


سوالات مربوط به استنباط شاید سخت ترین نوع سوالات برای جواب دادن در بخش درک خواندن باشد. جواب های مربوط به این سوالات به طور مستقیم در متن نیامده است و باید با ترسیم نتیجه از اطلاعات داده شده فهمیده و استنباط شود. موارد زیر مثالهایی از این نوع سوالات می باشد:

Which of the following can be inferred about . . .?

Which of the following can be inferred from the passage?

From the passage, it can be inferred that . . .

This passage implies that . . .

The author implies that . . .

The passage suggests that . . .

It is most probable that . . .

برای جواب دادن به سوالات استنباط باید بدانید که چه نتایج منطقی ای از موارد بیان شده در متن می تواند یافت شود. این ایده ها ممکن است چیزی باشد که نویسنده باور دارد اما در متن بیان نشده است.

استراتژی ها

* فراتر از اطلاعاتی بروید که در متن بیان شده است.

* از آنچه که بیان شده است نتیجه گیری ای بدست آورید- که برابر با چیزی است که نویسنده متن آن را معنا می کند یا باور دارد که صحیح است اما در متن بیان نشده است.

* به یاد داشته باشید که جواب این نوع سوالات در قالب کلماتی در متن بیان نخواهد شد.

* از گزینه های داده شده آگاه باشید که مبادا به به سمت مواردی بروید که به زعم شما جواب صحیح باشد. جواب های غلط داده شده غالبا به صورتی که است به نظر صحیح می نمایند.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1392ساعت 14:18  توسط سعید  | 


یکی از متداولترین انواع سوالات قابل پرسش در بخش درک خواندن (reading comprehension) سوالات مربوط به ایده اصلی متن است. همانطور که از اسم آن پیداست، ایده اصلی مهم ترین ایده در متن یا چیزی که متن در مورد آن است، است. هر قطعه متن دارای ایده های اصلی، وابسته و کم اهمیت تر است. ایده اصلی از سایر ایده های وابسته یا جزئیات متن مهم تر است. ایده اصلی ممکن است گاهی اولین جمله در متن باشد اما همیشه این ملاک نیست. ممکن است ایده اصلی در میانه متن و یا در انتهای آن باشد.

وقتی ایده اصلی یک متن به این خاطر که هر پاراگراف نکته مهم متفاوتی دارد مبهم باشد، آن گاه سوالی در این خصوص که ایده اصلی متن چیست پرسیده می شود. موارد زیر مثالهایی از این گونه سوالات است:

What is the main idea of the passage?

What is the main idea expressed in the passage?

What does the passage mainly discuss?

With what topic is the passage mainly concerned?

The primary idea of the passage is . . .

The main topic of the passage is . . .

وقتی ایده اصلی یک متن به این خاطر که هر پاراگراف نکته مهم متفاوتی دارد مبهم باشد، آن گاه نکات مهم هر پاراگراف را خلاصه و ترکیب کنید تا ایده اصلی را پیدا کنید. ایده اصلی باید به تمام متن و نه فقط به بخش خاصی از آن مربوط باشد. هم چنین، ایده اصلی نباید آنقدر عمومی باشد که فراتر از متن را شامل شود.

چهار جواب معین شده برای سوالات مربوط به ایده اصلی متن شامل انواع جوابهای زیر خواهد بود:

1- خیلی عمومی

2- صحیح اما جزئی

3- غلط

4- صحیح

استراتژی ها:

* ایده اصلی همیشه در اول متن نمی آید و ممکن است در میانه و یا در آخر متن بیاید.

* وقتی ایده اصلی یک متن به این خاطر که هر پاراگراف نکته مهم متفاوتی دارد مبهم باشد، نکات مهم را ترکیب کنید تا ایده اصلی را پیدا کنید.

* مطمئن باشید جوابی که برای ایده اصلی انتخاب می کنید با تمام متن مرتبط باشد نه فقط با بخش معینی از آن. می توانید کل متن را پویش کنید تا ببینید که ایده اصلی انتخابی توسط شما با تمام متن مرتبط هست یا نه.

* جواب های غلط برای ایده اصلی ممکن است یکی از سه مورد زیر باشد:

1- جمله صحیحی که روی یک پاراگراف یا روی جزئیات خاصی متمرکز است.

2- جمله ای که خیلی عمومی هست و خارج از حیطه متن می باشد.

3- جمله هایی که تفاسیری غلط از ایده اصلی هستند.

یا به طور خلاصه:

1- خیلی خصوصی

2- خیلی عمومی

3- غلط


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1392ساعت 10:32  توسط سعید  | 


از این عبارت وقتی استفاده میشه که بخاییم در زمان حال در مورد کاری که در گذشته می کردیم بگیم.. بعد از این عبارت هم شکل ساده (حال) فعل میاد.. بهتره واسه یه بار توی translate.google به تلفظ این عبارت گوش کنین..

دو تا مثال معمولی از این جمله ها رو می نویسم:

I used to do my homework carefully..       ..تکالیفم را به دقت انجام می دادم

Aidin used to help poor people..       ..آیدین به افراد فقیر کمک میکرد

دو تا مثال مختلف هم از نوع منفی این جمله ها می نویسم:

Reza didn't use to play tennis..        ..رضا تنیس بازی نمیکرد

They used not to invite neighbors..         ..آنها همسایه ها را دعوت نمی کردند

دوتا مثال مختلف هم از نوع سوالی این جمله ها می نویسم:

Did Vahid use to practice english language?*          وحید زبان انگلیسی را تمرین می کرد؟

Used she to comb her hair daily?**         او هر روز موهایش را شانه می کرد؟

* فرمت آمریکایی     ** فرمت بریتیش

نکته: به جای used to می توان از کلمه would هم استفاده کرد..


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1392ساعت 17:30  توسط سعید  | 


سلام.. 25 و 27 مرداد پارسال دو تا پست در مورد خواندن توی آزمون ها درج شده.. توی این پست هم ادامه اون پست ها رو درج می کنم.. این پست اختصاص داره به نوع دوم سوالات خواندن (reading)، یعنی سوالات ارجاع و لغت..

* بهتره قبل از خوندن این پست دو تا پست تاریخ 25 و 27 مرداد رو بخونین.. برای خوندن اون پست ها میتونین از "نوشته های پیشین" روی بخش "مرداد 1391" رو کلیک کنین..

و اما نوع دوم سوالات خواندن (reading)؛

(بهتره به صورت کتابی تایپ کنم تا راحتتر بخونین)..

به جای تکرار کردن یک لغت یا عبارت، آنها را توسط کلمات ارجاعی به کار می بریم. کلمات ارجاع در بیشتر مواقع ضمایری از قبیل "they" ،"it" ،"them" یا "this" می باشد. سوالات ارجاع پرسش می کنند که دقیقا کلمه ارجاعی به کدام کلمه در متن اشاره می کند و دلالت دارد. جواب های نادرست اسامی دیگری هستند که در متن ذکر شده اند. برای پاسخ به سوال ارجاعی چهار گزینه پیش رو را با کلمه ارجاعی داده شده سوال تعویض کنید. گزینه ای که بهتر از سایر گزینه ها به نظر می رسد جواب سوال ارجاعی پرسیده شده می باشد. سوالات لغت هم لغتی را به عنوان مورد سوال در نظر می گیرد و از آزمون دهنده می خواهد که هم معنی یا هم مضمون آن را از بین گزینه های داده شده انتخاب کند.

مثال:

In line 11, the word "ones" refers to

(A) reactions

(B) evaluations (ارزیابی)

(C) questions

(D) standards

مثال:

A star starts life as a ball of rotating gas that slowly contracts

                                                                    (منقبض شدن)

(A) catches

(B) shrinks (منقبض شدن)

(C) leflates (خالی شدن باد، مانع متورم شدن)

(D) agrees

استراتژی ها:

- مراقب باشید که ممکن است همیشه لغتی که نزدیک ترین معنی را با کلمه ارجاعی داده شده دارد به عنوان پاسخ صحیح نباشد.

- کلمه ارجاع ممکن است به یک کلمه یا عبارتی متشکل از چندین لغت دلالت داشته باشد.

- گاهی اوقات معنی لغت در قالب لغتی در فرم هم معنی (synonym) یا نقل بیان (paraphrase) داده می شود.

- گاهی اوقات سرنخ های متن برای پاسخگویی به سوالات ارجاع به ضور ضمنی بیان شده اند و تنها اشاره ای به آنها شده است که برای یافتن آنها باید تمام متن را به دقت بخوانید.

- گاهی اوقات ممکن است گزینه های سوال مربوط به لغت به صورت صحیح بیان شده باشند چون معنی تحت اللفظی لغت (نه معنی به کار رفته شده در متن) را بیان می کنند. دنبال معنی ای بگردید که دقیقا در متن به همان شکل به کار رفته باشد.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1392ساعت 20:34  توسط سعید  | 


این پست توسط یکی از دوستان نوشته شد ولی به دلایلی دیگه مقدور نبود نویسنده بمونن..... ازشون تشکر میکنم.....

این عبارت ها همانند صفات بوده و مفسر اسم می باشند با این تفاوت که عبارت های وصفی بعد از اسم به کار می روند.

برای مثال:   

there is a bank / it is on the corner

که به صورت زیر بیان می شود:   

There is a bank on the corner.

مثال دوم:   

I have a friend / she got married to Mr. John

شکل وصفی:    

I have a friend got married to Mr. John.

نکته: برای بیان مالکیت در عبارتهای وصفی از حرف اضافه ی with استفاده می کنیم.  

مثال:

she is a nurse / she is wearing white uniform

شکل وصفی:       

She is a nurse with wearing white uniform.

- در حالتی که قسمت دوم عبارت نیست و تک کلمه ای است به صورت زیر بیان می شود:

مثال:

there is a store / it's new

شکل وصفی:  

This is a new store.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1391ساعت 17:9  توسط سعید  | 


سلام.. یکی از بازدید کننده های محترم در مورد عنوان پست سوال پرسیده بودن.. منم یه سرچی کردم و چن خطی تایپ میکنم.. ایشالا که مفید باشه..

اسم انتزاعی اسمیه که از قرار دادن پایانه ای به یک فعل یا صفت تشکیل میشه تا اون رو تبدیل به اسم کنه.. یا اسمیه که میتونه به عنوان فعل به کار برده بشه (مثل lecture)..

افزودن پایانه به فعل: punish (تبیه کردن) >>> punishment (تنبیه)

افزودن پایانه به صفت: curious (کنجکاو) >>> curiosity (کنجکاوی)

سه تا مثال مینویسم که توی اولی جمله رو به abstract noun phrase تبدیلش کرده و دومی و سومی خودشون abstract noun phrase هستن..

1- We support this. The police punishes the thieves.

ما از این حمایت می کنیم. پلیس دزدان را تنبیه می کند.

>>> We support the punishments of the thieves. 

ما از تنبیه کردن دزدان حمایت می کنیم.

2- I like the encouragements of my sister.

تشویق های خواهرم را دوست دارم.

3- You should make this an important part of your day. Dr. Flynn lectures on Irish politics.

شما باید این را بخش مهمی از روز خود کنید. دکتر فلین در سیاست های ایرلندی سخنرانی می کند.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آذر1391ساعت 22:55  توسط سعید  | 


سلام.. یک و نیم ساعتی هست بلاگفام.. داشتم سوالایی که این مدت جواب نداده بودم رو جواب میدادم.. گفتم یه پست هم بزنم تا مطلبی زده باشم..

phrasal verb ها همونطور که میدونین از ترکیب کلمات به وجود میاد که در نهایت تشکیل فعل میده.. اما این فعل ها از لحاظ ساختاری انواع مختلف دارن که به صورت زیره:

1) verb + particle (no object: بدون مفعول) >>> put on: پوشیدن

2) verb + particle (+ object) >>> put up: نگهداری کردن از

3) verb + particle + particle >>> look forward to: نظاره گر به

مثالهای بیشتر و توضیحات بیشتر در مورد این پست رو حتما سریعا میذارم.. یا اینکه همین پست رو ویرایش میکنم..


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  شنبه 18 آذر1391ساعت 22:35  توسط سعید  | 


سلام.. این پست اختصاص داره به افعال بی قاعده ی زبان انگلیسی که به سه دسته تقسیم میشن..

1) افعالی که هر سه حالت فعل یکسان هست:

hurthurthurt
(آسیب رساندن)
cutcutcut
(قطع کردن)
costcostcost
(هزینه داشتن)
shutshutshut
(بستن)
putputput
(گذاشتن)
letletlet
(اجازه دادن)

2) افعالی که دو حالت آن مشابه هست:

feltfeltfeel
(احساس کردن)
read *read *read *
(خواندن)
ranranrun
(دویدن)
leftleftleave
(ترک کردن)
sleptsleptsleep
(خوابیدن)
keptkeptkeep
(نگهداشتن)
caughtcaughtcatch
(گرفتن)
becomebecamebecome
(شدن)
comecamecome
(آمدن)
thoughtthoughtthink
(فکر کردن)
boughtboughtbuy
(خریدن)
broughtbroughtbring
(آوردن)
learntlearntlearn
(یاد گرفتن)
taughttaughtteach
(درس دادن)
foughtfoughtfight
(جنگ کردن)
shoneshoneshine
(درخشیدن)
spentspentspend
(صرف کردن)
foundfoundfind
(پیدا کردن)
satsatsit
(نشستن)
saidsaidsay
(گفتن)
paidpaidpay
(پرداختن)
shotshotshoot
(شلیک کردن)
lostlostlose
(از دست دادن)
wonwonwin
(بردن)
diddiddo
(انجام دادن)
toldtoldtell
(گفتن)
soldsoldsell
(فروختن)



gotgotget
(گرفتن)
metmetmeet
(ملاقات کردن)



understoodunderstoodunderstand
(فهمیدن)
stoodstoodstand
(ایستادن)



hadhadhave
(داشتن)
mademademake
(درست کردن)



beatenbeatbeat
(شکست دادن)
heardheardhear
(شنیدن)

* فعل read در حال ساده خود دارای تلفظ (رید) و در حالات گذشته و .p.p دارای تلفظ (رِد) می باشد.

3) افعالی که هر سه شکل فعل آن متفاوت هست:

begunbeganbegin
(شروع کردن)
gonewentgo
(رفتن)
beenwas/werebe
(شدن)
swumswamswim
(شنا کردن)
sungsangsing
(آواز خواندن)
drunkdrankdrink
(نوشیدن)
thrownthrewthrow
(پرتاب کردن)
knownknewknow
(دانستن)
flownflewfly
(پریدن)
spokenspokespeak
(صحبت کردن)
chosenchosechoose
(انتخاب کردن)
brokenbrokebreak
(شکستن)
takentooktake
(بردن)
wokenwokewake
(بیدار شدن)
stolenstolesteal
(دزدیدن)
riddenroderide
(راندن)
drivendrovedrive
(رانندگی کردن)
wornworewear
(پوشیدن)
eatenateeat
(خوردن)
writtenwrotewrite
(نوشتن)
risenroserise
(بالا رفتن)
fallenfellfall
(افتادن)
forgottenforgotforget
(فراموش کردن)
givengavegive
(دادن)


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1391ساعت 11:35  توسط سعید  | 


سلام.. در پست قبلی در مورد انواع سوالات خواندن (reading) در آزمونها و بالاخص آزمون تافل مطلبی اجمالی درج شد.. در این پست شرح نوع اول این سوالات یعنی سوالات مربوط به جزئیات (detail questions) رو درج می کنیم..

سوالات مربوط به جزئیات درباره اطلاعات خاصی از متن از شما سوال می پرسد. برای پاسخگویی به این نوع از سوالات روی کلمه های کلیدی یا کلمات به کار رفته شده در سوال تمرکز کنید. وقتی شما متنی را پویش می کنید چشمانتان به سرعت از روی سطرها حرکت می کند تا وقتی که به یک نام، تاریخ یا عددی برسید که به دنبال آن هستید. خواندن تمامی متن لازم نیست  و تنها کلمات کلیدی را شناسایی کنید. هنگامی که کلمات کلیدی را مشخص کردید می توانید عبارت بعد یا قبل آن را بخوانید و برای پاسخ به سوال از آن استفاده کنید. گاهی دقیقا کلمه مربوطه را نمی توانید در متن پیدا کنید و باید کلمه ای مترادف با آن را از متن استخراج کنید. این نوع سوالات معمولا با توجه به اطلاعات ارائه شده در متن پرسیده می شوند. یعنی پاسخ به سوال اول را می توانید از اوایل متن و پاسخ سوالات بعد را در ادامه و بعد از پاسخ سوال اول جستجو کنید.

مثال:

According to the passage, when did the first written African-American literature appear?

(A) In the 1600s

(B) In the 1700s

(C) In the 1800s

(D) In the 1900s

نوعی از این نوع سوالات درباره چیزی که در متن نیامده و چیزی که با توجه به متن صحیح نیست سوال می کند. این نوع از سوالات مربوط به جزئیات (detail questions) شامل یکی از کلمه های NOT و EXCEPT هست. در این نوع از سوالات سه جواب صحیح اند و یک مورد هم یا در متن نیامده و یا با توجه به متن صحیح نیست. 

مثال:

To produce new molecular crystals, chemists must choose all of the following EXCEPT

(A) molecules of the right size

(B) molecules of the appropriate shape

(C) the right molecular organization

(D) the proper molecular forces

در نوع دیگری از سوالات مربوط به جزئیات (detail questions) از شما پرسیده می شود که قسمت خاصی از متن یا اطلاعات خاصی از متن در کدام قسمت (یعنی کدام سطرها) آمده است. پاسخ این نوع از سوالات شماره سطر حاوی آن اطلاعات است.

مثال:

In which line does the author describe Mineral King?

(A) Lines 1-3

(B) Lines 3-6

(C) Lines 7-8

(D) Lines 9-10


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1391ساعت 10:52  توسط سعید  | 


سلام.. چند پست رو قراره اختصاص بدیم به مطالبی راجع به خواندن (reading) و سوالات مربوط به (reading) در آزمون تافل و به طور کلی سوالات مربوط به خواندن (reading)..

سوالات مربوط به قسمت خواندن (reading) در آزمون تافل و آزمونهای دیگر چند دسته اند. یعنی هر نوع از سوالات خواندن (reading) دلالت به نوع خاصی از پرسش داره و جواب خاصی رو ازتون میخاد.. در زیر انواع سوالات خواندن (reading) توی آزمونها و بالاخص آزموت تافل رو بیان می کنیم:

1) detail questions (سوالات مربوط به جزئیات)

2) reference & vocabulary questions (سوالات مربوط به ارجاع و لغت)

3) main idea questions (سوالات مربوط به ایده و نظر اصلی متن)

4) inference questions (سوالات مربوط به استنباط و نتیجه گیری)

5) additional reading skills (مهارتهای اضافی خواندن): انواع دیگر سوالات هم می تواند راجع به متن (context)، تن و طرز فکر نویسنده (tone & attitude)، اطلاعات قبل و بعد از متن (information coming before or after the passage)، هدف اصلی از متن (main purpose)، سازماندهی متن (organization) و نتیجه گیری های ذهنی (drawing conclusions) باشد.

که در پست های آینده در حوزه هر 5 نوع این سوالات به طور کامل با ذکر مثال و تشریحاَ، مطالبی درج خواهیم کرد.

* لینک های بالا پس از درج شدن هر 5 نوع سوالات و تشریح آنها فعال گردید..


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1391ساعت 9:49  توسط سعید  | 


سلام.. مطلب این پست در مورد حروف اضافه و عبارات حرف اضافه ای هست.

موارد زیر بعضی از حروف اضافه های رایج هستند:

aboutabove (بالای)around (دور)after
against (در برابر)along (در طول)behind (پشت)among (از جمله)
across (در عرض)before (قبل از)because of (بخاطر)at
asbelow (زیر)beneath (زیر)beside (کنار)
between (بین)beyond (خارج از)bydespite (با وجود)
downduring (در طول)forfrom
inin spite of (با وجود)intolike/unlike
onoff (دور)ofnear
since (از)over (روی)out ofout
totill (تا)throughout (سراسر)through (از طریق)
upuntil (تا)undertoward (نسبت به)
without (بدون)within (با)withupon (بر روی)

یک عبارت حرف اضافه ای شامل یک حرف اضافه و یک مفعول است. مفعول می تواند یک اسم یا یک ضمیر باشد.

مثال:

The work    is changed          by             nature (it).

  subject         verb          preposition         object

گاهی اوقات برخی از کلمات که در نقش حرف اضافه اند ممکن است در عبارت حرف اضافه ای به کار نروند.

مثال از غیر عبارت حرف اضافه ای:

Because it changed, the work was impermanent. .چون آن تغییر کرد، کار بی ثبات بود

مثال از عبارت حرف اضافه ای:

Because of change, the work was impermanent. .بخاطر تغییر، کار بی ثبات بود

در موارد دیگر ممکن است فعل عبارتی در شما ایجاد اشتباه کند. فعل عبارتی فعلی است با یک یا دو حرف اضافه که با همدیگر معنی خاصی دارند.

مثال از غیر عبارت حرف اضافه ای:

The artist ran across an object. .هنرپیشه تصادفا چیزی را دید

مثال از عبارت حرف اضافه ای:

The artist ran across the room to get a canvas.

.هنرپیشه در عرض اتاق دوید تا بوم نقاشی را به دست آورد


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1391ساعت 20:29  توسط سعید  | 


در این پست مطلبی راجع به ضمایم پرسشی قرار میدم:

ضمايم پرسشي پرسشهاي کوتاهي هستند که به انتهاي يک جمله (در انگليسي محاوره‌اي) افزوده مي‌شوند.

به جملات زير دقت کنيد:

  • You are a teacher, aren't you?                     (شما يك معلم هستيد، اينطور نيست؟)
     

  • Farhad works hard, doesn't he?                    (فرهاد سخت کار مي‌کند، اينطور نيست؟)
     

در مثالهاي بالا aren't you و doesn't he ضمايم پرسشي هستند.

قواعد ساختن ضمايم پرسشي

1- ضمايم پرسشي از دو کلمه ساخته مي‌شوند>>> يک ضمير فاعلي پس از يک فعل کمکي

جمله اصلي                    

+ ضميمه پرسشي
Tom is a student,  isn't            he?
 

فعل           
کمکي

  ضمير  
 فاعلي


2- فاعل آن با فاعل جمله اصلي مطابقت مي‌کند:

  • Jim plays football, doesn't he?

  • The students will be arriving soon, won't they?

 

3- فعل کمکي آن با فعل کمکي جمله اصلي مطابقت مي‌کند، با اين تفاوت که:

الف-  اگر جمله اصلي مثبت باشد، «ضميمه پرسشي» منفي، و اگر جمله اصلي منفي باشد «ضميمه پرسشي» مثبت خواهد بود.

  • It wasn't an interesting film, was it?

  • They will finish their job, won't they?

  • You wouldn't tell anyone, would you?

ب- اگر هيچ نوع فعل کمکي در جمله اصلي وجود نداشت از does، do و يا did (با توجه به زمان جمله) استفاده مي‌کنيم:

  • She plays the piano, doesn't she?

  • You look well today, don't you?

  • You sold your car, didn't you?

    با تشکر از وبلاگ http://amozeshzaban2010.blogfa.com


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 تیر1391ساعت 23:53  توسط سعید  | 


توی این پست شما رو با انواع ضمایر موصولی آشنا می کنیم و از هر کدوم مثالی رو ذکر میاریم. البته پیش از این توی پست "ضمایر در زبان انگلیسی" اشاره ای به این ضمایر شده بود ولی توی این پست به طور کامل این ضمایر رو بیان می کنیم.

چنانچه كلمات which,who,whom و that بعد از يك اسم و what بعد از یک فعل در داخل جمله قرار گيرند همگي به معناي "كه" مي باشند و ضمير موصولي محسوب مي شوند. در واقع ضمــاير موصولي متصل كننده دو جمله مي باشند بطوريكه يكي از جملات، توصيف كننده ي اسم جمله ي ديگر مي باشد.

مثال:

The man teaches English. He came by bus.

The man who came by bus teaches English.

                                                                                          جمله ي وصفي               

تذكر: به جمله اي كه بعد از اسم مي آيد و آن را توصيف مي كند، جمله ي وصفي مي گويند.

حال به تبیین هر یک از ضمایر موصولی می پردازیم:

who: حالت فاعلی دارد که بعد از مرجع انسان و قبل از فعل به کار می رود.

مرجع انسان + who + فعل + ...

مثال:

The man who cries is my uncle.     .مردی که گریه می کند عموی من هست

whom: مشابه who می باشد با این تفاوت که حالت مفعولی دارد و بعد از مرجع انسان و قبل از فاعل به کار می رود.

مرجع انسان + whom + فاعل + ...

مثال:

The man whom you saw there was my brother.     .مردی که آنجا دیدید برادر من بود

which: این نوع هم حالت فاعلی و هم حالت مفعولی دارد و بعد از مرجع غیر انسان و قبل از فعل یا فاعل به کار می رود.

مرجع غیر انسان + which + فعل/فاعل + ...

مثال:

He bought the shirt which is in the room.     .او پیراهنی را خرید که داخل اتاق هست

* دقت کنید که در جمله بالا مرجع "پیراهن" هست که غیر انسان محسوب می شود.

that: از این مورد می توان به جای who, whom  و which استفاده کرد.

what: نیاز به مرجع ندارد و بعد از فعل نوشته می شود.

فعل + what + فاعل + ...

مثال:

Javad does what I suggested him.     .جواد کاری را که به او پیشنهاد دادم انجام می دهد

امیدوارم ضمایر موصولی براتون مفهوم شده باشه.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 تیر1391ساعت 8:14  توسط سعید  | 


با توجه به ضرورت آشنایی با زمانهای جملات در زبان انگلیسی در این پست توضیح 4 نوع مختلف از زمان حال را درج می کنیم.

1) حال ساده (the simple present)

این زمان دلالت بر انجام کاری می کند که به صورت تکرار و عادت انجام می شود.

چگونگی ساخت این زمان در زبان انگلیسی:

اگر از مصدر افعال to را حذف کنیم و به جای آن یک فاعل بگذاریم زمان حال ساده به دست می آید و نیز در مورد فاعل های سوم شخص مفرد (it-she-he) باید به آخر فعل یک s اضافه کنیم. مثل:

I want                                 you want                           we want

He wants                            she wants                          it wants 

نکته: افعالی که به ((y ختم می شوند و قبل از آن یک حرف بی صدا باشد در هنگام اضافه کردن ((s باید ((y به ((i تبدیل می شود و بعد به آخر آن (es) اضافه می کنیم. مثل:

study      >>>       studies                                       try      >>>       tries

نکته: فعل (have)  بی قاعده می باشد و در حالت سوم شخص به  (has)تبدیل می شود.

نکته : اگر در جمله زمان حال ساده بیش از یک فعل اصلی باشد و فاعل نیز سوم شخص مفرد باشد فقط اولین فعل اصلی (s) و یا  (es) می گیرد. مثل :

 He wants go.                           

تغییرات در جملات زمان حال ساده:

سوالی کردن: اگر در جمله زمان حال ساده فعل کمکی نباشد و فاعل نیز سوم شخص مفرد باشد فعل کمکی (does) را در اول جمله قبل از فاعل قرار می دهیم.

منفی کردن: می توان فعل کمکی منفی شده (does not) را در جای افعال کمکی یعنی بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی بکار ببریم.

His mother leaves him.

Does his mother leave him?  ( سوالی )

No, his mother doesn’t leave him.    ( منفی ) 

نکته: اگر در جمله زمان حال ساده فعل کمکی نباشد و فاعل نیز سوم شخص مفرد نباشد برای سوالی کردن فعل کمکی (do) را در اول جمله قبل از فاعل قرار می دهیم. و نیز برای منفی کردن آن (do not) را در جای افعال کمکی یعنی بعد ازفاعل و قبل از فعل اصلی قرار می دهیم.

His sons study in the class every morning.

Do his sons study in class every morning?     ( سوالی )

No, his sons don’t study in class every morning.      ( منفی )

نشانه های زمان حال ساده:

با توجه به قیود می توان زمان را تشخیص داد. وجود قیود تکرار در جمله می تواند از نشانه های زمان حال ساده باشد.

His sons study in the class every morning.    

Their father always advises them.

نکاتی در مورد زمان حال ساده:

1) برای موقعیت هایی که هم اکنون وجود دارد و توصیف مواردی که همیشه درست می باشد از این زمان استفاده می کنیم. مثل:

The earth goes round the sun.

The baby wants his mother.

2) برای اشاره به آینده در جملات قیدی که یکی از حروف ربط زمانی مثل (after - when - before - until) را دارا می باشد به جای (will)  می توان از حال ساده استفاده کرد. مثل:

When you see Ali, tell him come back to home.

Don’t speak until I ask my question.

3) برای افعال حالت اغلب از زمان حال ساده استفاده می کنیم (state verbs) مثل:

He likes the party.                      She hates football. 

بعضی از افعال حالت عبارتند از:

Know   (دانستن)               look    (به نظر رسیدن)             agree       (موافق بودن)

Fell    (احساس کردن)          realize     (فهمیدن)                  believe     (باور داشتن)

4) اغلب برای بیان چیزهای که شنیده ایم و یا جایی دیده ایم از زمان حال ساده استفاده می کنیم. مثل:

This article describes why unemployment exists. 

5) برای بیان واقعه ای در آینده که در یک برنامه رسمی مثل برنامه های سینما ویا تلویزیون و غیره  وجود دارد می توان از زمان حال ساده استفاده کرد. مثل:

The next meeting of group is on December 7th.

The bus arrives in Tehran at 09:25am.

2) حال استمراری (the present continuous)

این زمان دلالت بر انجام کاری می کند که هم اکنون در حال انجام شدن است.

چگونگی ساخت این زمان در زبان انگلیسی:

اگر به جملات زمان حال ساده مشتقات to be (am - is - are)  را اضافه کنیم و نیز به آخر فعل (ing) را اضافه کنیم این زمان به دست می آید .به این صورت:

Ing + فعل + (am - is - are)+ فاعل

مثل:

We are going.

تغییرات در جملات زمان حال استمراری:

تغییرات در این زمان به وسیله مشتقات to be ( am - is - are ) انجام می شود.

Tatiana is going to school.

Is Tatiana going to school?      ( سوالی )

No, Tatiana is not going to school.      ( منفی )

نشانه های زمان حال استمراری:

با توجه به قیود می توان این زمان را تشخیص داد. این قیود عبارتند از:

now – at present – at the moment – for the time being

یعنی هم اکنون – حالا – در حال حاضر

The children are waiting at present. 

نکته: افعال یک بخشی که به یک حرف بی صدا ختم می شوند و قبل از آن حرف بی صدا یکی ازحروف صدا دار باشد هنگام اضافه کردن ing آن حرف بی صدا تکرار می شود. مثل :

run         >>>         running                                         sit          >>>         sitting

نکته: افعالی که بهe  ختم می شوند هنگام اضافه کردن ing  باید e آخر آنها را حذف کنیم. فقط در فعل be این قانون استثنا می باشد. مثل:

make   >>>   making             write   >>>   writing           be   >>>   being

نکته: افعالی که بیان کننده حالت یا مالکیت باشند استمرار ندارد. افعالی مانند:

to possess     داشتن                to like   دوست داشتن                  to see      دیدن 

نکاتی در مورد زمان حال استمراری:

1) برای بیان اتفاقات و کارهای خاصی که قبلا شروع شده اما در زمان صحبت کردن هنوز به پایان نرسیده اند می توان از حال استمراری استفاده کرد. مثل:

The car isn’t starting again. 

2) برای نشان دادن موقعیتی که موقتی است از زمان حال استمراری استفاده می کنیم. مثل:

She is waiting for the bus. 

3) با فعل (have) به معنی مالکیت داشتن چیزی نمی توان از حال استمراری استفاده کرد اما معانی دیگر آن قابل استفاده است. مثل:

I have a nice car.                 ( مالکیت )

I am having a good time.        ( استمرار ) 

4) از این زمان می توان برای تاکید بر اینکه یک برنامه ریزی حتمی وجود دارد استفاده کرد ولی وقتی بخواهیم در مورد مقاصد خود در آینده صحبت کنیم و برنامه ریزی دقیق وجود نداشته باشد ازgoing to  استفاده می کنیم.

We are having a party on Monday.   ( حتمی است ) 

5) در بیان وقایعی را که ما هیچ تسلط و کنترلی بر آنها نداریم از حال استمراری برای دلالت بر آینده استفاده نمی شود. مثل:

I think it’s raining. ( اشتباه است )  

I think it’s going to rain soon.   ( درست است )

6) همراه با فعل (be) از حال استمراری برای دلالت بر آینده استفاده نمی شود.  مثل:

Tatiana is going to be a major in the school tomorrow.

3) حال کامل (the present perfect)

این زمان دلالت بر انجام کاری می کند که از گذشته شروع شده و تا حالا ادامه داشته و شاید تا آینده ادامه داشته باشد.

چگونگی ساخت این زمان در زبان انگلیسی:

حال کامل هر فعل را با کمک (have & has) و قسمت سوم فعل مورد نظر می سازند یعنی به این صورت:

قسمت سوم فعل + (have & has)  + فاعل

     افعال بی قاعده                                                افعال با قاعده

I have visited                                               I have gone 

نکته: اگر به افعال با قاعده (ed) یا (d) اضافه کنیم قسمت سوم فعل بدست می آید اما قسمت سوم افعال بی قاعده راباید حفظ کرد.

تغییرات در جملات زمان حال کامل:

به دلیل وجود (have & has) تمام تغییرات به عهده آنها می باشد.

I have seen that film.

Have you seen that film?          ( سوالی )

No, I have not seen that book.         ( منفی ) 

نشانه های زمان حال کامل:

هرگاه در جمله ای حرف اضافه مانند(since)  به معنی ( از) و قید (ever since) به معنی (تا بحال) بکار رفته باشد فعل آن جمله باید حال کامل باشد. مثل:

He has worked in Post office since 1984.

She married her coworker in1998 and has been happy ever since.

نکاتی در مورد زمان حال کامل:

1) برای بیان کاری که در گذشته در یک زمان نامشخص انجام شده می توان از این زمان استفاده کرد. مثل:

She has read that book.         آن کتاب را خوانده است. 

2) برای بیان کاری که در گذشته در یک زمان نامشخص انجام شده و تا زمان حال ادامه داشته از این زمان استفاده می کنیم. این حالت بیشتر با since  همراه می باشد. مثل:

I have been sick since last week.      من از هفته قبل تا الان مریض بوده ام. 

3) برای بیان مواردی که چندین بار اتفاق افتاده از این زمان استفاده می کنیم. مثل:

I have washed my car several times. 

4) حال کامل استمراری (the present perfect continuous)

برای بیان کاری است که در گذشته در یک زمان مشخص یا نامشخص شروع شده و تا زمان حال استمرار داشته است .

چگونگی ساخت این زمان در زبان انگلیسی:

این زمان را با استفاده از حال کامل فعل بودن و شکل (ing) فعل اصلی می سازند یعنی به این صورت:

فاعل + (have & has) + been + فعل ing

He has been living.   

We have been sitting.

نکته: افعالی که حالت سکون دارند بهتر است با حال کامل استمراری بکار روند. برخی از این افعال عبارتند از:

sleep              live              talk                listen                 sit               stand

تغییرات در جملات زمان حال کامل استمراری:

به دلیل وجود (have & has) تمام تغییرات به عهده آنها می باشد. مثل:

You have been studying.

Have you been studying?     ( سوالی )

No, You have not been studying.     ( منفی )   

نشانه های زمان حال کامل استمراری:

شناخت حالت کامل استمراری همانند حال کامل است با این تفاوت که زمان حال کامل در زمان حال که هم اکنون است کامل می شود، اما حال کامل استمراری در زمان حال ادامه دارد و حروف اضافه و قیود در هر دو بکار می رود. مثل:

She has been lying there for two hours.        ( حال کامل )

She has been being lying there for two hours.        ( حال کامل استمراری )

امیدوارم که مطالب جامع و رسا بوده باشد.

* عزیز، این یکی فرق داره... بعد از خوندن این پست برای شادی روح همه اموات و طلب آمرزش واسشون حتما فاتحه بخون...


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1391ساعت 0:7  توسط سعید  | 


سوال کردن:

برای پرسیدن ساعت از عبارت what time is it? استفاده می شود که معنی آن «ساعت چند است؟» می باشد.


پاسخ دادن:

اگر در پاسخ ساعت کامل باشد یعنی بدون دقیقه و ثانیه باشد. می گوییم :
ساعت یک است              It`s one o`clock.
ساعت دوازده است     It`s twelve o`clock.


*********************

اگر ساعت کامل نباشد یعنی دقیقه داشته باشد می توان به دو صورت آن را خواند.

روش اول این است که بعد از It`s ابتدا ساعت و سپس دقیقه را بگوییم مثلا ًاگر ساعت پنج و بیست دقیقه باشدمی گوییم:

It`s five twenty.                                                          

روش دوم این است که بگوییم بیست دقیقه از پنج گذشته است:

It`s twenty minutes past five.                                        

*********************

اگر ۱۵ دقیقه ( یک ربع) از ساعت گذشته باشد یا به ساعت مانده باشد می توان در بیان ساعت از کلمه a quarter یعنی "یک ربع" استفده کرد.

مثلاً اگر ساعت دو و پانزده دقیقه باشد. می گوئیم :

ساعت یک ربع گذشته از دو است It`s a quarter past two.                .

اگر ساعت پانزده دقیقه مانده به دو باشه می گوییم :

ساعت یک ربع مانده به دو است.                    It`s a quarter to two.  

*********************

 اگر ۳۰ دقیقه (نیم ساعت) از ساعت گذشته باشد یا به ساعت مانده باشد می توان در بیان ساعت از کلمه  half یعنی "نیم" استفاده کرد. مثلاً اگر ساعت دو و سی دقیقه باشد می گوییم :

ساعت نیم (۳۰ دقیقه) گذشته از دو است It`s half past two.                .

ساعت نیم (۳۰ دقیقه) مانده به دو است.                   It`s half to two. 


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  شنبه 6 خرداد1391ساعت 13:23  توسط سعید  | 


3 کلمه زیر همیشه با فعل مفرد به کار برده می شوند:

mathematics , money , news

مثال:

I'm glad that the news is good. .خوشبختم که اخبار خوب هستند یا هست

-------------------------------------------------------------------
کلمات زیر همیشه با فعل جمع به کار برده می شوند:

scissors: قیچی , people: مردم , clothes: لباس , riches: ثروت , wages: مزد , billiards: بیلیارد

مثال:

The scissors are lying on the table.     .قیچی روی میز است


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 22:25  توسط سعید  | 


موارد زیر حالت هایی هستند که نمی توانند به حالت جمع به کار برده شوند:

advice: نصیحت / information: اطلاعات / furniture: مبل / luggage: بار سفر / damage: صدمه

work: کار / character: شخصیت / hair: مو / bread: نان / fish: ماهی / fruit: میوه

grass: چمن / dozen: دوجین / hundred: صد / sheep: گوسفند / knowledge: علم

progress: پیشرفت / thunder: رعد / machinery: دستگاه

برای اینکه موضوع خوب مفهوم شود برای 3 مورد از کلمات مثال هم در زیر آورده ایم:

damage:

نباید مثال زیر را بنویسیم:

The fire caused many damages.

بلکه باید به صورت زیر بنویسیم:

The fire caused much damage. .آتش صدمه های زیادی به بار آورد

hair:

نباید مثال زیر را بنویسیم:

That man has long hairs.

بلکه باید به صورت زیر بنویسیم:

That man has long hair. .آن مرد موهای بلندی دارد

information:

نباید مثال زیر را بنویسیم:

Can you give me any informations?

بلکه باید به صورت زیر بنویسیم:
Can you give me any information? میتوانید به من اطلاعاتی دهید؟


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 22:23  توسط سعید  | 


در این پست در مورد نقل قولهای امری در زبان انگلیسی مطالبی را قرار داده ایم.

تذكر: در انگليسي سه نوع نقل قول وجود دارد كه عبارتند از نقل قولهاي خبري, سوالي و امري. ولی ما در اینجا تبدیل نقل قولهای امری را بیان می کنیم.

به طور کلی دو نوع نقل قول داریم که در زیر بیان شده است.

الف) نقل قول مستقيم:

چنانچه گفتار شخصي را عيناً و بدون تغيير بيان كنيم از نقل قول مستقيم استفاده كرده ايم. در اين حالت عين گفتار شخص داخل "  " قرار مي گيرد و قبل از آن كاما بكار مي رود.

The teacher told us, "Listen to me carefully".

Ali told me, "Don't open the door".

ب) نقل قول غير مستقيم:

اگر گفتار شخصي را با تغييراتي بيان كنيم به نحوي كه مفهوم گفتار وي تغيير نكند اين نوع نقل قول را نقل قول غير مستقيم گويند. در اين حالت به كاما و گيومه ها احتياج نيست.

تبديل نقل قولهاي مستقيم امري به غير مستقيم

براي تبديل نقل قولهاي مستقيم امري به غير مستقيم به صورت زير عمل مي كنيم:

1)      در نقل قولهاي مستقيم امري مثبت:

در اين گونه از نقل قولها كاما و گيومه ها را برداشته و قبل از شكل ساده فعل از to  استفاده مي كنيم.

 The teacher told us, "Listen to me carefully".

The teacher told us to listen to him carefully.

تذكر: در تبديل نقل قولهاي مستقيم به غير مستقيم گاهي ضماير تغيير مي كنند .

2)      در نقل قولهاي مستقيم امري منفي:

در اين گونه از نقل قولها كاما و گيومه ها را برداشته و به جايِ Don't  ازnot to  قبل از شكل ساده فعل استفاده مي كنيم.

 Ali told me, "Don't open the door.

Ali told me not to open the door.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 12:24  توسط سعید  | 


كلمات پرسشي به دو دسته تقسيم مي شوند:

الف) كلمات پرسشي دسته ي اول:

بعد از كلمات پرسشي دسته ي اول همواره جمله به شكل سوالي بكار مي رود.

مثال برای جواب

کلمه حذفی

معنی

کلمه پرسشی

ردیف

a book – a doctor

شغل – شیء

چه چیز - چه کار

what

1

green - blue - white

رنگ

چه رنگی

What color

2

At 5 o’clock - at 10

ساعت

کی – چه ساعت

What time

3

at Monday - Saturday

روز هفته

چند شنبه

What day

4

slowly - hard - rapidly

قید حالت

چگونه – چطوری

How

5

every day - yesterday

قید زمان

کی – چه وقت

When

6

at home - in the park

قید مکان

کجا

Where

7

Ali - Mr. Irani

شخص

چه کسی

Who

8

Six years old

سن

چند ساله

How old

9

ب) كلمات پرسشي دسته ي دوم :

بعد از كلمات پرسشي دسته ي دوم ابتدا اسم بكار رفته و پس از اسم, جمله به شكل سوالي بكار مي رود.

مثال برای جواب

کلمه حذفی

معنی

کلم پرسشی

ردیف

two - many - some

صفت مقدار

چند تا

How many

1

much - a little

صفت مقدار

چه مقدار

How much

2

My-his-Ali’s

صفت ملکی 'sدار

مال چه کسی

Whose

3

little - thin - clever

صفت

کدام

which

4

 

براي سوالي كردن جملات انگليسي به وسيله ي كلمات پرسشي مراحل زير را انجام مي دهيم .

1- كلمه ي پرسشي مورد نظر را در ابتداي جمله سوالي قرار مي دهيم.

2- پس از كلمه ي پرسشي جمله را به شكل سوالي در مي آوريم.

3- با توجه به معني كلمه ي پرسشي و طبق جداول فوق كلمه يا كلمات حذفي را از جمله حذف مي كنيم .

4- چنانچه كلمه ي پرسشي جزء كلمات پرسشي نوع دوم باشد، اسم را در جمله پيدا كرده و آن را پس از كلمه ي پرسشي قرار مي دهيم . (اسم هميشه بعد از كلمه ي حذفي قرار دارد).

تذكر: چنانچه كلمه ي حذفي در ابتداي جمله قرار داشته باشد فقط كافي است كه آن را از جمـــله حذف كنيم و به جاي آن، كلمه ي پرسشي مورد نظر را قرار داده و بقيه ي جمله را بدون تغــيير بازنويسي كنيم.

مثالهای زیر تفهیم این کلمات را برایتان ساده می سازد.

1. There is a book on the table. (What)

What is there on the table?

2.  This pen is green. (What colour)

What colour is this pen?

3. She goes to school at 5 o’clock. (What time)

What time does she go to school?

4. Today is Monday. (What day(

What day is today?

5. He is playing football slowly. (How)

How is he playing football?

6.  They saw him yesterday.  (When(

When did they see him?

7.  My father is at home.  (Where)

Where is he?

8.  He is Mr Irani.  (Who)

Who is he?

9. I see some buses in the street. (How many)

How many buses do you see in the street?

10. There is a little water in the glass. (How much)

How much water is there in the glass?

11. That was Ali's car. (Whose)

Whose car was that?

12. Ali is that thin boy. (Which)

Which boy is Ali?

13. Mr Irani teaches English well. (Who)

Who teaches English well?

14. Two boys are at school. (How many)

How many boys are at school?

15. The thin girl is a student. (Which)

Which girl is a student?


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 11:51  توسط سعید  | 


از اين زمان براي بيان كارهاي قطعي و معين در زمان آينده ي نزديك استفاده مي شود. در ترجمه اين زمان از عباراتي نظير "قصد دارم" يا "مي خواهم" استفاده مي كنيم.

فاعل  + am / are / is + going to + شكل ساده فعل اصلي + بقيه جمله

طريقه سوالي و منفي كردن اين زمان:

براي سوالي كردن اين زمان فعل to be يعني am – are – is به اول جمله منتقل مي شود. و براي منفي كردن اين زمان بعد از فعل to be كلمه ي not اضافه مي شود.

He is going to play football.     .او قصد دارد فوتبال بازی کند

(جمله سوالي) Is he going to play football?

(جمله منفي) He is not going to play football.

يادآوري:

تفاوت اين زمان با آينده ساده در اين است كه در اين زمان از قبل براي انجام كار مورد نظر برنامه ريزي شده است ولي زمان آينده ساده را هنگامي بكار مي بريم كه تصميم جدي يا برنامه قطعي براي انجام كار گرفته نشده است.

-     I will study English. .من انگلیسی خواهم خواند

-     I am going to study English. .من قصد دارم انگلیسی بخوانم

     در مثال اول جمله به صورت غیرقطعی بیان شده است ولی در مثال دوم شخص با قاطیعت سخن می گوید.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 11:40  توسط سعید  | 


در این پست نحوه جمع بستن کلمات در زبان انگلیسی رو بیان می کنیم. به طور کلی این قوانین 7 مورد اند که به ترتیب در زیر آمده است.

1- بيشتر اسمهاي انگليسي را مي توان با اضافه كردن s با آخر آنها به جمع تبديل كرد.

door

doors

 

book

books

pen

Pens

 

cat

cats

2- اسمهاي مختوم به s – sh – ch –x – z – ss را بوسيله es به جمع تبديل مي كنيم.

box

boxes

 

church

churches

bus

buses

 

glass

glasses

3-  اسمهاي مختوم به y در صورتيكه حرف مافبل y يك حرف بي صدا باشد هنگام جمع بستن y  حذف و مابقي كلمه ies مي گيرد.

lady

ladies

 

army

armies

ولي چنانچه حرف ماقبل y يكي از حروف صدادار باشد، كلمه هنگام جمع بستن فقط s مي گيرد.

boy

boys

 

valley

valleys



 

 

 

4- كلماتي كه به حرف f يا fe ختم مي شوند در هنگام جمع بستن f يا fe به ves تبديل مي شوند.

leaf

leaves

 

wife

wives

knife

knives

 

thief

thieves

يادآوري: roof و proof و برخي از كلمات ديگر از اين قاعده مستثنا هستند و فقط s مي گيرند.

5- برخي از كلمات مفرد را بوسيله تغيير حروف صدادار آنها به جمع تبديل مي كنيم.

man

men

 

tooth

teeth

foot

feet

 

woman

women

6- برخي از كلمات مفرد را با اضافه كردن حروفي غير از s يا es به آخرشان به جمع تبديل مي كنيم.

child

children

 

criterion

criteria

 

 

 

 

7- مفرد بعضي از كلمات همانند جمع آن هاست.

sheep


sheep

 

fish

fish



* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت 23:8  توسط سعید  | 


قبل از این در پست "ضمایر در زبان انگلیسی" در برچسب "گرامر" توضیح مختصری در مورد ضمایر انعکاسی آمده بود ولی در این پست به طور مفصل در مورد این ضمایر مطلب درج کرده ایم. ضمایر انعکاسی نوع خاصی از ضمایر هستند که معمولا در جملاتی استفاده می شوند که فاعل و مفعول آنها یکی است. این ضمایر هیچگاه نقش فاعلی ندارند. هر ضمیر شخصی (یا ضمیر فاعلی)، ضمیر انعکاسی منحصر به فردی دارد:

ضمیر انعکاسی (Reflexive Pronoun)

ضمیر شخصی (Personal Pronoun)

Myself

I

Yourself

You

Himself

He

Herself

She

Itself

It

Ourselves

We

Yourselves

You

Themselves

They

کاربرد: در موارد زیر از ضمایر انعکاسی استفاده می شود:

الف- زمانیکه فاعل جمله و مفعول آن یکی باشند:

I hurt myself. .به خودم آسیب زدم

ب- به عنوان مفعول غیرمستقیم (مفعولی که بعد از حرف اضافه می آید) و به فاعل برمی گردد:

I bought a book for myself. .یک کتاب برای خودم خریدم

The man was talking to himself. .مرد با او حرف می زد

ج- زمانیکه می خواهیم بر انجام کاری توسط کسی تأکید کنیم (بر فاعل جمله تأکید کنیم):

I'll do it myself. (No one else will help me). . خودم آن را انجام خواهم داد

They ate all the food themselves. (No one else had any.)

خودشان همه غدا را خوردند.

نکته: زمانیکه ضمیر انعکاسی در انتهای جمله و پس از حرف اضافه by بیاید، ترکیب ایجادشده به معنی به تنهایی خواهد بود:

We cleaned the house by ourselves.    .ما خانه را خودمان تمیز کردیم


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت 22:41  توسط سعید  | 


جملات شرطی به طور کلی از دو بند (clause) تشکيل شده اند:

1) بند شرطی (If clause)

2) بند اصلی يا بند نتيجه (Main clause)

ترتيب قرار گرفتن اين بندها ميتواند به دو صورت باشد:

If clause, + Main clause

يا

Main clause + If clause

همانطور که مشاهده مي کنيد زمانيکه بند شرطی (If clause) در ابتدای جمله باشد، بين دو بند جمله از کاما (ويرگول) استفاده ميکنيم.

جملات شرطی نوع اول (conditional sentences type I)

جملات شرطی نوع اول به زمان آينده مربوط مي شوند. اگر اتفاق مورد نظر ما در بند شرطی اتفاق بيافتد يا چنين موقعيتی وجود داشته باشد، اتفاقی که در بند نتيجه بيان شده است، اتفاق خواهد افتاد. در واقع، ما مطمئن نيستيم که چنين اتفاقی پيش خواهد آمد يا نه، ولی اين نوع از جملات شرطی نسبتا واقع گرايانه هستند، يعنی احتمال وقوع چنين اتفاقی وجود دارد. به مثال زير توجه کنيد:

If John has the money, he'll buy a Ferrari.

"اگر جان به اندازه کافی پول داشته باشد، يک ماشين فراری مي خرد."

توضيح: کسی که اين جمله را گفته است، جان را خوب مي شناسد و مي داند که جان ماشين فراری را دوست دارد و درآمدش هم بد نيست. پس به محض اينکه پول کافی داشته باشد، يک ماشين فراری خواهد خريد.

ساختار زمانی جمله:

if + Simple Present, will-Future

در جملات شرطی نوع اول، در بند شرطی از زمان "حال ساده" و در بند اصلی (نتيجه) از زمان آينده استفاده مي کنيم.

مثال:

If you study hard, you will pass the course.

اگر به سختی کار کنید, دوره را خواهید گذراند.

You will pass the course if you study hard.

دوره را خواهید گذراند اگر به سختی تلاش کنید.

در بند اصلی معمولا از فعل کمکی will استفاده مي شود. علاوه بر will ميتوان از افعال کمکی زير هم استفاده کرد:

can , may , should

مثال:

If you don't have enough money, I can lend you some.

 اگر پول کافی نداشته باشی من می توانم مقداری قرض بدهم.

 جملات شرطی نوع دوم (conditional sentences type II)

جملات شرطی نوع دوم به زمان حال مربوط م يشوند. وضعيتی که در بند شرطی بيان شده است در حال حاضر وجود ندارد. اگر اين وضعيت وجود داشت اتفاقی که در بند نتيجه بيان شده است مي توانست اتفاق بيافتد. ما واقعا انتظار نداريم که شرايطی که وجود دارد تغيير کند، فقط تصور مي کنيم که اگر اين وضعيت وجود داشت چه اتفاقی مي توانست بيافتد يا چه کاری مي توانستيم انجام دهيم. جمله زير را در نظر بگيريد:

If John had the money, he would buy a Ferrari.

"اگر جان به اندازه کافی پول داشت، يک ماشين فراری ميخريد."

توضيح: کسی که اين جمله را گفته است، جان را خوب م يشناسد و م يداند که جان ماشين فراری را دوست دارد ولی درآمدش خوب نيست. جان خيلی دوست داشت مي توانست يک فراری بخرد ولی به نظر نم يرسد که به اين زوديها بتواند آنقدر پول داشته باشد که يک فراری برای خودش بخرد.

ساختار زمانی جمله:

if + Simple Past, would

در جملات شرطی نوع دوم، در بند شرطی از زمان "گذشته ساده" و در بند اصلی (نتيجه) از فعل کمکی would استفاده مي کنيم.

مثال:

If I had the money, I would move to a new house.

اگر پول داشتم مایل بودم به خانه جدید منتقل شوم.

I would move to a new house if I had the money.

مایل بودم به خانه جدید منتقل شوم اگر پول داشتم.

گاهی اوقات در بند اصلی (نتيجه) ميتوان از افعال کمکي زير هم استفاده کرد:

could , might , should

مثال:

If you studied hard, you could pass the course.

 اگر به سختی مطالعه می کردید می توانستید دوره را بگذرانید.

نکته: در جملات شرطی نوع دوم، معمولا به جای "was" از "were" استفاده مي شود.

I wouldn't help him if I were you.

من به او کمک نمیکردم اگر جای تو بودم.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 22:9  توسط سعید  | 


با اجازه به زبون عامیانه بنویسم این مطلب رو. آخه دیرمه!!!

دونستن شکل و فرم کلمات در زبان انگلیسی از ضروریاته. برا همین تو این پست شکل کلمات اسم, فعل, صفت و قید رو بیان می کنیم تا بیشتر باهاشون آشنا شین.

نوع و شکل کلمات تو جمله نقش اون کلمه رو بازی میکنن و تعیین میکنن که چه نوع کلمه ای هستن.

حالا دونه دونه شکل چهار مورد مهم کلمات (اسم, فعل, صفت و قید) رو بیان می کنیم که تو چه حالتهایی این نوع رو به خودشون میگیرن.

اسمها:
اسمها با استناد به شکل کلمه و نقشی که تو جمله ایفا می کنن تشخیص داده میشن. همچنین با دیدن پسوند کلمه هم میشه فهمید که آیا اسم هست یا نه.

پسوندهای زیر اگه آخر کلمه ای بیان نشون میده که اون کلمه اسم هست.

پسوندهای مربوط به جا یا چیز:

-ian: politician (سیاستمدار)
-ist: scientist (دانشمند)
پسوندهای مربوط به مشاغل:
-ee: employee (کارمند)
-er: printer (چاپگر)
-or: inventor (مخترع)
پسوندهای مربوط به شاخه های آموزشی و تحصیلی:
-ogy: biology (زیست شناسی)
-ic(s): politics (سیاست)
-ation: administration (دولت)
-y: chemistry (شیمی)
-ce: science (علم)
فعلها:
فعلها برای نشون دادن عمل فاعل به کار می روند. پسوندهای زیر نشون دهنده این هستن که کلمه مزبور فعل هست.
-ate: circulate (به گردش درآوردن)
-en: sharpen (تیز کردن)
-ing: developing (گسترش دادن)
-ed: invented (اختراع شد)
-er: discover (کشف کرد)
-ify: magnify (بزرگ کردن)
-ize: politicize (جنبه سیاسی دادن به)
صفتها:
صفتها برای وصف کردن فاعل به کار می روند که اغلب قبل از اسم و یا بعد از فعل to be می آیند. پسوندهای زیر نشون دهنده صفت بودن کلمه مزبور هستن:

-al/ial                            -ing                          -abe/ible                       -ish

-ant/ent                       -ive                           -ary                              -less

-ory                             -like                           -ed                              -ly

-er                              -some                         -ful                             -ous

-ic                               -worthy                      -ile                              -y

قیدها:

قیدها برای بیان کردن حالت و نحوه وقوع فعل به کار می روند (و برای پاسخ به سوال "چگونه؟" به کار می روند), که معمولا با افزودن ly- به صفت به وجود میان.

brave (شجاع) ====> bravely (شجاعانه)

در کل سه نوع پسوند برای تشکیل قید وجود داره که عبارتند از:

-ly

-ward

-wise


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 23:34  توسط سعید  | 


در این پست شما را با مقایسه ها در زبان انگلیسی آشنا می کنیم. در حالت کلی سه نوع قیاس داریم:

1) کلی (شکل اصلی)                        2) تفضیلی                      3) عالی

قیاس در صفتها:

1) حالت کلی برای وصف یک چیز یا یک شخص به کار می رود.

The violin as a small instrument. .ویولن آلت موسیقی کوچکی است

2) صفت تفضیلی وقتی به کار می رود که دو چیز مقایسه می شوند, و یا وقتی چیزهایی با چیزهای دیگر مقایسه می شوند.

Ali is taller than Reza. .علی بلندقدتر از رضا است

3) صفت عالی وقتی به کار می رود که بیش از دو چیز را مقایسه کنیم, و یا وقتی که یک مورد از گروهی بیشترین میزان را از لحاظ کیفی به خود اختصاص داده است.

I am the youngest student in the class. .من کوچکترین دانش اموز در کلاس هستم

استراتژی ساخت صفت تفضیلی و عالی:

[بهتر است برای یادگیری این قسمت, ابتدا پست "سیلابلها در زبان انگلیسی" که قبلا بیان شده است را مطالعه نمایید. مطلب مذکور در برچسب "گرامر" درج شده است.)

a) صفات تفضیلی و عالی مربوط به ضفت های تک سیلابلی از طریق افزودن er- و est- به آخر شکل صالی صفت تشکیل می شود.

صفت عالیصفت تفضیلیشکل کلی
smallestsmallersmall
highesthigherhigh

b) صفت تفضیلی و عالی مربوط به صفات سه سیلابلی (و یا بیشتر) با افزودن more و most تشکیل می شود.

صفت عالیصفت تفضیلیشکل کلی
most brilliantmore brilliantbrilliant
most importantmore importantimportant

c) صفت تفضیلی و عالی مربوط به برخی از صفتها که به er , -y- یا le- مختوم هستند, از طریق افزودن er- و est- به شکل کلی صفت تشکیل می شود. ("y" به "i" تبدیل می شود.)

صفت عالیصفت تفضیلیشکل کلی
earliestearlierearly
simplestsimplersimple


قیاس در قیدها:

نحوه تشکیل قیاس در قیدها شبیه قیاس در صفتها می باشد.

d) برای تمامی قیدهای تک سیلابلی از er- و est- استفاده می شود.

عالیتفضیلیشکل کلی
fastestfasterfast
earliestearlierearly

e) برای تمامی قیدهای باقی مانده از more و most استفاده کنید.

عالیتفضیلیشکل کلی
most slowlymore slowlyslowly
most commonlymore commonlycommonly

f) موارد زیر صورتهای بی قاعده صفتها و قیدهای تفضیلی و عالی می باشد.

عالیتفضیلیشکل کلی
bestbettergood (adj)
bestbetterwell (adv)
worstworsebad (adj)
worstworsebadly (adv)
leastlesslittle (adj/adv)
mostmoremany (adj)
mostmoremuch (adj/adv)
farthestfartherfar (adj/adv)
furthestfurther
lastlaterlate (adv)
oldestolderold (adj)
eldestelder

دیگر اشکال قیاس:

1)

وقتی چیزهایی که مساوی اند مقایسه می شوند از ترکیبهای زیر استفاده می شود.

As ..... as   /   Not as ..... as   /   Not so ..... as

Playing the violin is not as difficult as you might think.

یادگیری ویولن آنقدر که هم که شما فکر می کنید سخت نیست.

2) مقایسه دوگانه:

برای نمایش کاهش یا افزایش موازی به کار می رود.

the + comparative ..... the + comparative

The more he practices, the more he improves. .هر قدر بیشتر تمرین کند بیشتر پیشرفت می کند

3) As و Like:

Like: در یک قیاس ساده like پیش از اسم یا ضمیر به کار می رود.

You drive the car like professional driver. .شما اتومبیل را مثل یه راننده حرفه ای می رانید

As: وقتی فعلی پس از اسم یا ضمیری می آید as باید استفاده شود.

You play the cello with a bow as you do the violin.

شما ویولن سل را مانند ویولن (معمولی) با کمان می نوازید.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 22:17  توسط سعید  | 


بسیاری از جملات اطلاعاتی را در قالب سری ها یا لیست هایی بیان می کنند. سری ها می توانند دو, سه یا قسمت های بیشتری داشته باشند که همگی از ساختار گرامری یکسانی پیروی می کنند. این موضوع به عنوان ساختار موازی شناخته می شود.

در قسمت های زیاد انواع ساختارهای موازی را بیان می کنیم:

1) سری های شامل اسمها, صفتها, قیدها یا عبارات:

اسمها:

Vitamin C is destroyed by heat or exposure to air.

.ویتامین سی توسط گرما یا در معرض هوا قرار گرفتن از بین می رود

صفتها:

His answer to the question was inaccurate and irrational.

پاسخ او به سوال, غیرصحیح و نامربوط بود.

قیدها:

Vitamin supplements can be prepared naturally and synthetically.

ذخایر ویتامینها می توانند به صورت طبیعی یا مصنوعی آماده شوند.

عبارات:

Large amounts of vitamin C can be bought in the form of crystals, or in the form of granules.

مقادیر زیادی از ویتامین سی می توانند در قالب کریستال یا کپسول خریداری شود.

2) اسم فعل (فعل ing دار) یا اسم مصدر:

اسم فعل (فعل ing دار):

Claims for vitamin C such as reducing stress and improving athletic performances have not been scientifically demonstrated.

ادعاهایی نظیر اینکه ویتامین سی استرس را کاهش می دهد و عملکرد ورزشی را بهبود می بخشد, به صورت علمی نشان داده نشده اند.

اسم مصدر:

When people get scurvy their cells tend to disintegrate and to fall apart.

وقتی مردم مبتلا به کمبود ویتامین سی (آسکوربیک) می شوند, سولهای آنها تمایل به متلاشی و از هم جدا شدن می کنند.

3) پیوستگی لازم (correlative conjunction):

both ... and               neither ... nor             either ... or             not only ... but also

Both fruits and vegetables are rich sources of vitamin C.

هر دوی میوه ها و سبزیجات منابع غنی ویتامین سی هستند.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 0:13  توسط سعید  | 


سیلابلها از نظر لغوی به معنای هجا یا حرف صدادار است. در این پست سعی داریم شما نحوه شمردن سیلابلها را بیاموزید. برای شمارش سیلابلهای یک لغت طبق نکات زیر عمل کنید.

1) هر حرف صدادار در یک کلمه به عنوان یک سیلابل در نظر گرفته می شود.

2) اگر بیش از یک حرف صدادار بصورت متوالی در یک کلمه به کار رود تنها یک سیلابل در نظر گرفته می شود.

3) حرف 'e' در پایان کلمات به عنوان سیلابل شمرده نمی شود.

4) حروف 'w' و 'y' که در آخر کلمات نوشته می شود به عنوان یک سیلابل شمرده می شود.

حال با توجه به مثالهای زیر نکات بالا به خوبی تفهیم می شود. (تعداد سیلابلهای لغات در کنار آنها با عدد نمایش داده شده است.)

tall: 1

limit: 2

expensive: 3 (طبق نکته 3 حرف آخر به عنوان سیلابل محسوب نمی گردد)

book: 1 (طبق نکته 2 حروف صدادار که متوالیا آمده است به عنوان یک سیلابل در نظر گرفته می شود)

beautiful: 3 (طبق نکته 2 حروف صدادار که متوالیا آمده است به عنوان یک سیلابل در نظر گرفته می شود)

امیدوارم مطالب این پست برایتان مفید واقع شود.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 0:19  توسط سعید  | 


اسم فعل (فعل ing دار) از طریق افزودن ing به شکل اصلی و اساسی فعل به وجود می آید. اسم فعل به عنوان اسم به کار می رود, البته می تواند به عنوان فاعل, مفعول یا مفعول حرف اضافه عمل کند.

در جملات زیر اسم فعل در سه قالب مختلف به کار رفته است:

بعنوان فاعل:

Running is my favorite sport. .دویدن ورزش مورد علاقه من است

بعنوان مفعول:

He tried running faster. .او سریعتر دویدن را تمرین کرد

بعنوان مفعول حرف اضافه:

She was afraid of losing. .او از گم شدن می ترسید

وقتی اسم فعل (فعل ing دار) بعنوان فاعل جمله است, فعل بصورت مفرد به کار می رود.

حالا حالت های مختلف حضور فعل ing دار را بیان می کنیم:

1) gerund بعد از (حرف اضافه+اسم):

There was no reason for canceling the race. .هیچ دلیلی برای کنسل کردن مسابقه وجود نداشت

2) gerund  بعد از (حرف اضافه+صفت):

He is good at running the 200-meter race. .او در دوی 200 متر خوب است

3) gerund بعد از فعل:

برخی از افعال وجود دارد که پس از آنها اسم فعل (فعل ing دار) می آید:

She kept running until the end. .او دویدن را تا آخر ادامه داد

4) gerund بعد از (حرف اضافه+فعل (فعل دو کلمه ای)):

He succeeded in winning the race. .او در فتح مسابقه موفق شد

5) gerund یا اسم مصدر:

برخی از افعال بدون اینکه تفاوتی در معنی آنها ایجاد شود هم اسم فعل و هم اسم مصدر به خود می گیرند:

I love to watch the track race. .من تماشای مسابقه کشتی را دوست دارم

I love watching the track race. .من تماشای مسابقه کشتی را دوست دارم


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت 22:29  توسط سعید  | 


در این قسمت مواردی را که از حروف بزرگ انگلیسی استفاده می شود بیان می کنیم.

1- اولین حرف هر جمله:

This flower is pretty. (این گل زیباست)

The box is heavy. (این جعبه سنگین است)

Do you know him? (او را می شناسی؟)

It is expensive, but I'll take it. (آن گران است ولی می خرمش)

2- ضمیر "I":

I went to a restaurant last night. (من دیشب به رستوران رفتم)

When I was born, I had blue eyes. (وقتی متولد شدم چشمان آبی داشتم)

3- اسامی افراد و حیوانات خانگی:

David and Maria are friends. (دیوید و ماریا دوست هستند)

Mr. Miller is our teacher. (آقای میلر معلم ما هست)

John has a pet named Fluff. (جان یک حیوان خانگی به نام فلاف دارد)

4- محل های خاص و مشخص (شهر، کشور، ایالت، خیابان، پارک، مدرسه، ...):

They live in New York City. (آن ها در نیویورک زندگی می کنند)

Peter is from England. (پیتر اهل انگلیس است)

I go to Farabi School. (من به مدرسه فارابی می روم)

5- روزهای هفته:

Saturday – Sunday – Monday – Tuesday – Wednesday – Thursday – Friday

6- ماه های سال:

My birthday is in the month of April. (تولد من در ماه آوریل هست)

The first month of the year is January. (ماه اول سال ژانویه هست)

7- نام روزهای تعطیل و ایام خاص:

I went to a party on Valentine's Day. (من به یک جشن در روز ولنتاین رفتم)

          Children play on Halloween. (بچه ها در جشن هالووین بازی می کنند)


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1391ساعت 17:21  توسط سعید  | 


حروف اضافه نه تنها برای نمایش زمان, مکان و فاعل بلکه در ترکیبهایی با افعال, صفت ها, اسم ها و در تعداد زیادی از اصطلاحات و عبارات به کار می روند. بیان تمامی حروف اضافه در این مطلب امکان پذیر نیست ولی گروههای مهم مختلفی از آنها را در اینجا بیان خواهیم کرد.

1) (حرف اضافه + فعل) verb + preposition

یکی از موراد کاربرد حروف اضافه در ترکیب با افعال است. برخی از افعال با داشتن حرف اضافه معنا می یابند. برخی از این افعال در زیر آمده است:

  (گزارش دادن) account for

(جدا کردن از) detach from

(پافشاری کردن بر) insist on

2) (صفت/صفت فعلی + حرف اضافه) adjective/participle + preposition

نوع دیگری از ترکیب حروف اضافه هست که برخی از آنها را می آوریم:

(مخالف با) opposed to

(بر اساس) based on

(موفق در) successful in

3) (اسم + حرف اضافه) noun + preposition

از مهم ترین ترکیبهای حرف اضافه با سایر اقسام کلمه هست که کاربرد بسیاری در زباان انگلیسی دارد. برخی از این نمونه ها را در اینجا ذکر می کنیم:

(معادل با/معادل) equivalent of

(تاثیر بر) influence on

(دلیل برای) reason for

4) (برخی ترکیبهای دیگر با حروف اضافه) other combinations with prepositions

سایر ترکیبهای بوجود آمده با حروف اضافه وجود دارند که از ترکیب اقسام خاص کلمه به دست نمی آیند و گاها سه یا چهار بخشی هستند که با آوردن چند مورد از این نمونه ها شما را با این نوع ترکیبها آشنا می سازیم:

(در نتیجه) as a consequence of

(علی رغم) in spite of

(در نظر) in view of

5) نوعی از حروف اضافه هم مرتبط با موضوع مکان و زمان هستند که به دلیل اهمیت این نوع ترکیب قبلا در همین وبلاگ در این مورد مفصلا مطلب درج شده است (با عنوان "حروف اضافه زمان و مکان") که می توانید به آن رجوع کنید.

6) (حروف اضافه در عبارات رایج) prepositions in common expressions

عبارات جزئی از تمامی زبانهای دنیاست. در انگلیسی هم عبارات مختلفی وجود دارد, که کاربرد حروف اضافه در آنها نمایان است. در اینجا چند مورد از این عبارات و ترکیبها را می آوریم که حروف اضافه هم بخشی از آنها می باشد:

(از طرف دیگر) on the other hand

(زمینی/دریایی/هوایی) by land/sea/air

(در این لحظه) at the moment

امیدوارم با خواندن این مطلب آشنایی بیشتری در مورد حروف اضافه کسب کرده باشید.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 اسفند1390ساعت 13:10  توسط سعید  | 


در بخش قبل حروف تعریف مبهم a و an را بررسی کردیم. حال قصد داریم حرف تعریف the و موارد کاربرد آن را بنویسیم.

حرف معرفه the می تواند قبل از هر اسم مفرد, جمع, قابل شمارش و غیرقابل شمارش وقتی که مشخص هستند به کار رود. حال به طور مشروح در زیر هر یک از موارد استعمال آن را به همراه ذکر مثال بیان می کنیم.

1) وقتی تنها یک مورد از چیزی بیان می شود.

 (خورشید طلوع می کند.) .The sun is shining

2) وقتی برای گوینده و مخاطب واضح است که چه چیزی مورد صحبت است.

(ممکن است پنجره را ببندید.[دو طرف آگاهند منظور کدام پنجره است]) .May you close the window

3) قبل از اسمی که قبلا ذکر شده است.

.A car had an accident here yesterday

.The car had damaged badly

(یک ماشین دیروز اینجا تصادف داشت. آن ماشین بطور بدی خسارت دیده بود.)

4) قبل از صفت عالی.

(بزرگترین اقیانوس, اقیانوس آرام است.) .The biggest ocean is Pacific Ocean

5) قبل از اسم آلات موسیقی.

(من پیانو می زنم.) .I play the piano

6) قبل از اسم مفرد نشانگر کلاسی یا دسته ای از چیزها(اسم حیوانات, گیاهان, اختراعات و بخشهایی از بدن).

(او به من از ناحیه پا آسیب زد.) .He hit me on the leg

7) قبل از دهه یا قرن.

 (دهه 1800) the 1800s

8) قبل از عبارات مربوط به مکان و زمان.

(غرب) the west

(گذشته) the past

9) قبل از اعداد ترتیبی. (حرف تعریف نامبهم قبل از اعداد اصلی به کار نمیرود.)

(درس ششم) the sixth lesson

10) هنگام صحبت در مورد یک اسم خاص.

(قهوه ای که امروز صبح داشتم برزیلی بود.) .The coffee I had this morning was Brazilian

11) قبل از اسم کشورها, ایالات, شهرها, دانشگاه ها, دانشکده ها و مدارس که شامل کلمه "of" هستند, و قبل از کشورهایی که اسم جمع دارند یا یک صفت در نام دارند, بجز کشور بریتانیای کبیر.

(ایالت فلوریدا) the state of Florida

(فیلیپین) the Philippines

(دانشگاه تگزاس) the university of Texas

* اگر در مورد بالا "of" وجود نداشت آنگاه ترکیب به صورت Texas university نوشته می شد.

12) قبل از اسامی اقیانوس ها, رودخانه ها, دریاها و اسم جمع کوه ها, جزایر و دریاچه ها. (حرف تعریف قبل از اسم مفرد کوه ها, جزایر و دریاچه ها به کار نمی رود.)

(خلیج مکزیک) the Gulf of Mexico

(جزایر هاوایی) the Hawaiian islands

* اگر در مورد بالا جزیره به صورت مفرد بود آنگاه به طور مثال ترکیب Manhattan Island (جزیره مانهاتاتن) به کار می رفت ولی در مورد بالا چون جزیره به صورت جمع(islands) است حرف تعریف the قبل از آن آمده است.

13) قبل از مناطق جغرافیایی, اما نه قبل از اسامی قاره ها.

(خاورمیانه) the Middle East

(شرق) the Orient

14) قبل از اسم رشته های تحصیلی وقتی که شامل کلمه "of" هستند.

(تاریخ ایران) the history of I.R.Iran

* اگر کلمه "of" به کار نرود به طور مثال خواهیم داشت: (زیست شناسی) biology

15) قبل از اسامی جنگ ها بجر جنگ های جهانی.

(جنگ داخالی) the civil war

* دقت شود جنگ جهانی به دو صورت نوشته می شود که در ادامه آمده است:

World War II

the second World War

که هر دو معنی جنگ جهانی دوم را می دهد.

16) قبل از اسامی کشتی ها, هواپیماها, قطارها و اسم فامیلی افراد. (حرف تعریف نامبهم در مورد اسم افراد یا اسم مجلات به کار نمی رود.)

(براون[اسم فامیلی]) the Browns


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اسفند1390ساعت 20:54  توسط سعید  | 


حروف تعریف کابرد گسترده ای در زبان انگلیسی دارند و بخشی از جملات می باشند. این حروف به دو دسته مبهم(indefinite) و غیرمبهم(definite) تقسیم بندی می شوند. در این بخش به معرفی حروف تعریف مبهم a و an می پردازیم.

حروف تعریف a  و an در موارد زیر به کار می روند:

1) قبل از اسامی قابل شمارش مفرد که معنی یک را می دهد. این مورد قبل از اسامی غیرقابل شمارش به کار نمی رود.

 (نروژ یک کشور هست.) .Norway is a country

2) An قبل از کلمه ای که با حرف صدادار(a, e, u, i, o) شروع می شود به کار می رود. اگر کلمه ای با "h" یا "u" شروع شود با توحه به صدای آن می تواند هم a  و هم an به کار برد.

an uncle                           a home

a university                       an hour

در مثالهای آمده چون university به صورت "یونیورسیتی" و نه "آنیورسیتی" تلفظ می شود حرف تعریف a به کار می برد. در مورد hour هم چون h تلفظ نمی شود به جای a از an استفاده شده است.

3) در یک گزاره عمومی.

 .An island is a body of land surrounded by water

(خشکی بخشی از زمین هست که توسط آب احاطه شده است.)

4) برای معرفی فاعلی که قبلا تعریف نشده است و در واقع شناخته شده نیست.

(من یک مار خطرناک را کشتم.) .I killed a dangerous snake

5) همراه با عبارات عددی.

(یک جفت) a dozen         (یک جفت) a couple         (پنجاه مایل در ساعت) fifty miles an hour

6) همراه با اسامی شغل ها.

(او یک مهندس است.) .He is an engineer

(او یک زیست شناس است.) .She is biologist


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 بهمن1390ساعت 20:30  توسط سعید  | 


حروف اضافه از موارد پرکاربرد در جملات انگلیسی می باشد که بسیار ضروری می نمایند. حروف اضافه مربوط به مکان و زمان هم بخشی از حروف های اضافه هستند که  با هم تشابه املائی دارند. در این قسمت حروف اضافه به کار رونده در زمان و مکان را بیان می کنیم.

* حروف اضافه زمان:

at:

- زمان روز (.at 8:00 a.m)

- ظهر/شب/نیمه شب (at midnight)

in:

- قسمت هایی از روز (in the morning/evening/afternoon)

- ماه (in July)

- فصل (in the fall)

- سال (in 1991)

- دهه (in the 1990s)

- قرن (in the nineteenth century)

on:

- روزهای هفته (on Monday)

- تاریخها (on March 20)

for/since:

- طول دوره زمانی (for three days)

- نقطه ای از مان (since August 19)

from...to:

- زمان آغاز ..... زمان پایان (.from 9 a.m. to 2 p.m)

* حروف اضافه مکان:

at:

- آدرس (at 200 Main Street)

on:

- خیابان, جاده (on Sa'di street)

- طبقه (on the second floor)

in:

- ساختمان (in the drugstore)

- شهر (in Zanjan)

- استان (in California)

- کشور (in Ireland)

- قاره (in Africa)

from...to:

- نقطه شروع ... نقطه پایان (from Alaska to California)

به زودی مطالب جامعی در مورد حروف اضافه درج خواهیم کرد.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 بهمن1390ساعت 22:22  توسط سعید  | 


افعال کمکی افعالی هستند که برای کمک به معنی جمله همراه با فعل اصلی می آیند. در این حالت فعل اصلی جمله باید در حالت اصلی خود (یعنی بدون ing و یا to) به کار رود. لیست افعال کمکی در زیر آمده است که در ادامه موارد کابرد هر یک از آنها را با ذکر یک مثال بیان میکنیم:

can               may                will                    shall                  must                 had better     

could             might             would                should               have to                ought to               

یک فعل کمکی حالت و یا ایده و نظری را نشان می دهد.

:(توانایی) Ability *

 او می تواند ماشین را براند         .He can drive the car

:(احتمال) Possibility *

او می تواند در جاده رانندگی کند         .He could drive in the road

 او احتمالا در جاده رانندگی کند         .He might drive in the road

او ممکن است در جاده رانندگی کند         .He may drive in the road

:(پند و نصیحت) Advisability *

بهتر است (او) در جاده رانندگی کند        .He had better drive in the road

               او باید در جاده رانندگی کند          .He ought to drive in the road

او باید در جاده رانندگی کند (دقت شود این نوع اجبار نوعی نصحیت هست. در واقع صرفا جنبه اجبار ندارد.)

او باید در جاده رانندگی کند         .He should drive in the road

:(اجبار) Necessity *

 او باید (بالاجبار) در جاده رانندگی کند       .He must drive in the road

او می بایست در جاده رانندگی کند       #(نکته در پایین آمده است)#.He has to drive in the road

:(هدف) Intention *

او در جاده رانندگی خواهد کرد (به احتمال خیلی خیلی زیاد)        .He shall drive in the road

او در جاده رانندگی خواهد کرد (قطعی)        .He will drive in the road

:(عادت گذشته) Past Habit *

 او در جاده رانندگی می کرد         .He would drive in the road


#(نکته از جمله بالا)#: در مورد این جمله باید این نکته را ذکر کینم که تلفظ has to در این جمله به صورت  "هس تو" خواهد بود. اگر has به تنهایی و بدون to بیاید در آن صورت تلفظ آن "هز" خواهد بود.

در مورد have to هم به همین صورت است. اگر با هم در جمله ذکر شوند تلفظ به صورت "هف تو" و اگر به تنهایی به کار رود به صورت "هو" تلفظ می شود.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 بهمن1390ساعت 22:20  توسط سعید  | 


قرار دادن آپوستروف در انتهای اسمی که مالکیت به آن نسبت داده می شود دستور خاصی ندارد و تنها باید در آخر اسم مالک آپوستروف قرار داد و سپس حرف s را نوشت. اما وقتی اسم مربوطه به صورت جمع آید تفاوتی ایجاد می شود. در این صورت باید اسم مالک را به صورت جمع نوشت و سپس آپوستروف را در پایان آن قرار داد و دیگر نیازی به قرار دادن مجدد s نیست. با مثالهایی که در زیر آمده است این موضوع به خوبی تفهیم می شود:

اسم مالک به صورت مفرد:

                                                                   پای دانش آموز <<< student's leg

                                                                            پای قورباغه <<< frog's leg

                                                                          پای معلم <<< teacher's leg

اسم مالک به صورت جمع:

                                                                 پای دانش آموزان <<< students' leg

                                                                        پای قورباغه ها <<< frogs' leg

                                                                           پای معلمان<< teachers' leg


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت 16:33  توسط سعید  | 


در این قسمت انواع فاعل ها در زبان انگلیسی را معرفی می کنیم. هر یک از موارد زیر می تواند به عنوان فاعل در جمله به کار رود که برای هر یک مثال مربوطه هم ذکر شده است (در مثال ذکر شده هر نوع فاعل ایتالیک شده است):

1) اسم (noun):

The man drove the car.

2) ضمیر (pronoun):

.He likes money

3) بند دستوری (clause):

.What I did shocked everybody

4) فعل ing دار (gerund):

.Swimming is my favorite sport

5) عبارت ing دار (gerund phrase):

.Writing books was her job

6) فعل infinitive) to be):

.To discover needs special talent

7) عبارت to be دار (infinitive phrase):

.To write poetry in Latin requires special cheer


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت 15:59  توسط سعید  | 


به طور کلی در زبان انگلیسی 5 نوع ضمیر وجود دارد: ضمایر فاعلی, ضمایر مفعولی, ضمایر ملکی, ضمایر انعکاسی و ضمایر موصولی. با این که صفات ملکی جزو ضمایر نیستند ولی در این مطلب به آن ها اشاره ای خواهد شد.

مهم است که هر پنج نوع ضمایر را بدانیم و بتوانیم صفات ملکی را که گاها به اشتباه ضمیر محسوب می شود تشخیص دهیم. حال هر یک از ضمایر را خلاصه وار ذکر می کنیم:

ضمایر فاعلی:

ضمایر فاعلی که در پایین آمده اند وقتی به کار می روند که:

I, you, he/she/it, we, you, they

1) فاعل یک فعل باشد.

.They play soccer

2) فاعلهای دو عبارت با هم مقایسه شود.

.I am more intelligent than you

3) بعد از فعل to be باشند.

.It is she with the child

4) بعد از as و than بیایند.

.He isn't as thin as I

ضمایر مفعولی:

ضمایر مفعولی که در پایین آمده اند وقتی به کار می روند که:

me, you, him/her/it, us, you, them

1) مفعول مستقیم و اصلی فعل باشد.

.I say him the problem

2) بعد از حرف اضافه بیایند.

.I received the envelope from him

3) مفعولهای دو عبارت با هم مقایسه شود.

.It is more difficult for him than her

* صفات ملکی:

صفات ملکی که در پایین آمده اند به کار می روند برای:

my, your, his/her/its, our, your, their

1) تغییر دادن یک اسم و نشان دادن مالکیت.

.Birds lay their eggs in a safe area

2) نسبت دادن به اعضای بدن.

.The player has a injury on his leg

3) تعریف کردن یک فعل ing دار.

I am shocked by her act.

ضمایر ملکی:

ضمایر ملکی که در پایین آمده اند به کار می روند:

mine, yours, his/hers/its, ours, yours, theirs

1) برای تغییر مکان دادن صفت ملکی و اسم.

.I like my job, and he likes his

2) بعد از فعل to be.

.This bag is mine

3) بعد از حرف اضافه of وقتی که معنی "یکی از تعدادی زیادی" بدهد.

.It is a habit of theirs

4) برای تغییر مکان دادن صفت ملکی دوم و اسم وقتی که با هم مقایسه می شوند.

.His exam is easier than mine

ضمایر انعکاسی:

ضمایر انعکاسی که در پایین آمده اند به کار می روند:

myself, yourself, himself/herself/itself, ourselves, yourselves. themselves

1) برای تاکید کردن بر اسم یا ضمیر فاعلی که نسبت داده شده و برای تاکید کردن بر عملی که فاعل به تنهایی انجام داده است.

.I did my homework myself

2) به عنوان مفعول فعل وقتی که فاعل و مفعول یکی اند.

.They made fire to protect themselves from the cold

3) به عنوان مفعول حرف اضافه by وقتی که فاعل به تنهایی کاری را انجام داده است.

.The baby is unable to walk by himself

ضمایر موصولی:

ضمایر موصولی در زبان انگلیسی عبارتند از: who, whom, whose, which و that. از نکات مهم در این رابطه این است که مطمئن شویم ضمیر موصلی با فاعل جمله مطابقت داشته باشد.

who به مردم و حیوانات خانگی نسبت داده می شود.

whom به مردم و حیوانات خانگی نسبت داده می شود. در نوشته های رسمی بخش نوشتاری زبان انگلیسی در قالب مفعول و در گویش انگلیسی توسط with و یک حرف اضافه به کار می رود.

whose به مردم, حیوانات و اشیاء نسبت داده می شود و نشان دهنده مالکیت است.

which به اشیاء, اسامی جمع و حیوانات نسبت داده می شود.

that به مردم, حیوانات و اشیاء نسبت داده می شود.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 بهمن1390ساعت 23:13  توسط سعید  | 


مبحث زمانها در زبان انگلیسی از مهمترین مباحث می باشد که بایستی توجه زیادی به آن کرد تا در مکالمه و موراد دیگر به مشکلی برخود نکنیم. در این قسمت به معرفی اجمالی هر یک از زمانها در انگلیسی می پردازیم و مثالی از هر یک می آوریم. در آینده موارد کاربردی هر یک از زمانها را به همراه طرز تشخیص در تستها خواهیم نوشت. حال زمانها را به صورت طبقه بندی شده ذکر میکنیم:

... + فعل + فاعل          : حال ساده

او کار می کند <<< .He works

... + ing + فعل + am/are/is + فاعل          : حال استمراری

او دارد کار می کند <<<< .He is working

... + (شکل سوم فعل) have/has + .p.p + فاعل          : حال کامل

او کار را انجام داده است <<<< .He has done the job

... + ing + فعل + have/has + been + فاعل        : حال کامل استمراری

 <<< .They have been working for 5 hours

پنج ساعت هست که آنها مشغول کار کردن هستند (و اکنون نیز ادامه دارد)

... + (قسمت دوم فعل) گذشته فعل + فاعل          : گذشته ساده

دیروز آنجا رفتم <<< .I went there yesterday

... + ing + فعل + was/were + فاعل          : گذشته استمراری

دیشب ساعت ده داشتم تلویزیون را تماشا می کردم <<< .I was watching TV at 10 o'clock last night

... + had + .p.p + فاعل          : گذشته کامل

وقتی آنجا رسیدم آنها رفته بودند <<< .They had gone when I got there

... + ing + فعل + had + been + فاعل          : گذشته کامل استمراری

تمام شب را درس خوانده بود <<< .He had been studying all the night

... + (بدون to) مصدر + will/shall + فاعل          : آینده ساده

امشب می روم (امشب خواهم رفت) <<< .I will (shall) go tonight

... + ing + فعل + will/shall + be + فاعل          : آینده استمراری

 <<< .I will (shall) be watching TV at 8 o'clock tomorrow

فردا ساعت 8 مشغول تماشای تلویزیون خواهم بود

... + will/shall + have/has + .p.p + فاعل          : آینده کامل

تا هفته آینده دوره ام را تمام خواهم کرد <<< .By the next week, I will (shall) have finished my course

... + ing + فعل + will/shall + have/has + been + فاعل          : آینده کامل استمراری

 <<< .By 9 o'clock. she will has been working for ten hours

تا ساعت نه, او ده ساعت است که مشغول کار کردن بوده است

... + فعل + would + فاعل          : آینده در گذشته ها

... + ing + فعل + would + be + فاعل                                      

... + would + have + .p.p + فاعل                                      

... + ing + فعل + would + have/has + been + فاعل                                      

به زودی مطالبی در مورد موارد کاربرد زمانها و طرز تشخیص آنها در تستها نوشته خواهد شد.


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1390ساعت 23:12  توسط سعید  | 


از مهمترین مباحث در بخش گرامر آشنایی با اسمها می باشد. در این قسمت سعی شده که این مبحث به طور کامل بررسی شود. در واقع در این بخش در مورد مفرد یا جمع بودن اسامی بحث شده است.

اسامی به طور کلی به دو دسته تقسیم بندی شوند. اسمهای قابل شمارش, که می توانند شمرده شوند و s بگیرند, و اسمهای غیرقابل شمارش, که نمی توانند شمرده شوند و معمولا s نمی گیرند.

اسامی قابل شمارش: 1) در حالت مفرد a/an یا one می گیرند.

                             2) در حالت جمع معمولا s می گیرند.

اسامی غیر قابل شمارش: 1) در حالت مفرد a/an یا one نمی گیرند.

                                  2) عموما شکل جمع ندارند.

بعضی از اسامی قابل شمارش بی قاعده اند و در حالت جمع s نمی گیرند. که برخی از آنها در زیر آمده است:

                                foot >>> feet                                man >>> men

                             woman >>> women                       tooth >>> teeth

                                 * child >>> children                          fish >>> fish

* البته در مورد کلمه fish اگر چند نوع ماهی مختلف در نظر باشد آنگاه شکل جمع این کلمه s هم می گیرد.

اسامی غیر قابل شمارش نمی توانند شمرده شوند چون بصورت جرم و یا فرم غیر قابل شمارش می آیند. اسمهایی نظیر blood, music و excitement جزو اسامی غیرقابل شمارش محسوب می شوند..

شمارشگرها:

شمارشگر کلمه ای است که شامل مقدار یا کمیت می شود. که انواع آنها را در زیر آورده ایم:

1) برخی از شمارشگرها تنها با اسمهای جمع قابل شمارش به کار می روند. مثل:

both, many, a few, several, fewer

2) برخی از شمارشگرها تنها با اسمهای قابل شمارش مفرد به کار می روند. مثل:

another, each, every

3) برخی از شمارشگرها تنها با اسمهای غیرقابل شمارش به کار می روند. مثل:

a little, much, less, amount

4) برخی از شمارشگرها هم با اسمهای قابل شمارش جمع و هم با اسمهای غیرقابل شمارش به کار می روند. مثل:

all, plenty of, any, a lot of, enough, most, lots of, some, more

اسمهای مرکب:

اسامی مرکب از ترکیب دو کلمه برای ایجاد یک کلمه یا یک مفهوم ایجاد شده است. اسم اول به منزله صفت اسم دوم عمل می کند و معمولا s به خود نمی گیرد. اسم دوم می تواند بصورت جمع باشد. مثل:

brain cell (سلول مغزی)    یا    brain cells (سلولهای مغزی)

اسمهای ترکیبی می توانند با اعداد هم به کار روند. مثل: ten-watt (ده واتی)

اعداد:

در صورتیکه اسمهایی مثل hundred یا thousand را می بینید باید مطمئن شوید که وقتی بعد از عددی می آیند در شکل جمع خود نباشند. اعدادی مثل موارد ذکر شده وقتی عددی قبل از آنها نیاید بصورت جمع هستند. مثال:

ten million messages   یا   trillions of messages


* عزیز برای سلامتی مریضا و شادی روح اموات صلوات بفرس...


برچسب‌ها: گرامر
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 23:42  توسط سعید  |